November 29, 2005 10:50 AM
شايد شما راست مي گوييد آقاي دكتر دات عزيز كه فضاي وب فضاي داد و بيداد نيست فضاي گفت و گوست . اما وقتي پا به نمايشگاه تخصصي روابط عمومي مي گذاريد و اولين چيزي كه مي بينيد لوله هاي سبز !!!است و وقتي دكتر كمالي پور را در كنفرانس بين المللي روابط عمومي مي بينيد كه به جاي دو ساعت سخنراني در يك جلسه خصوصي بادلي پردرد از نحوه مواجهه با ميهماناني مي گويد كه از خانه دشمن فرضي ما دعوت شده اند و سر آخر هم كلي بد و بيراه به دولتشان شنيده اند ؛ دلتان بيشتر مي خواهد كه يك جيغ بفش بكشيد تا تذكر دوستانه بدهيد به فضلايي !!كه به روابط عمومي همان طور مي نگرند كه به پاچال مغازه هاي سر گذر و منافع موسسات خصوصي شان را متناظر توسعه روابط عمومي در ايران !! گرفته اند.
اين نوزاد 50 ساله همچنان در يكصد سالگي هم نوزاد خواهد ماند اگر به اسم توسعه دانش براي خودمان دكتراي افتخاري بخريم و ... . اين ها طعنه و كنايه نيستند آقاي دات ‘ واقعيت هاي كمي عريان روابط عمومي ما هستند . فقط.
November 20, 2005 01:39 PM
يكي از ويژگي هاي روابط عمومي ايراني اين است كه سخت به چارچوب هاي وطني پاي بندي نشان مي دهد !! و الگو هاي بيروني قدرت جابه جايي آن را ندارند
نمونه بارز اين همه تعلق خاطر وطني به آرمان هاي ايراني را مي توانستيد در كنفرانس بين المللي روابط عمومي ببينيد . جايي كه سخنران سياسي - نظامي بي اعتنا به ميهمانان آمريكايي و غربي تا توانست از غرب و سياست هاي آمريكايي انتقاد كرد. واگر پاسخ اين است كه حساب دولت ها از ملت ها جداست . بفرمايند كه چه ضرورتي دارد از يك شخصيت نظامي در يك كنفرانس تخصصي بين المللي دعوت شود. آنها حامل پيام براي جامعه علمي كشورشان بودند يا براي دولتمردانشان ؟ به اين
مي گويند روابط عمومي ايراني
November 14, 2005 12:43 PM
من و يك گروه كانادايي همزمان براي يك پروژه ارتباطي در ايران برنامه مي نوشتيم . قرار بود طي يك برنامه 5 ساله ساختار يك سازمان بزرگ اقتصادي كاملا دچار تحول شود. اين كار ابتدا به آگاه سازي كاركنان سازمان از اهميت ؛ اهداف و شيوه تغييرات وسيع سازمان نياز داشت. برنامه پيشنهادي من تركيب متنوعي از فعاليت ها شامل انتشار چند بولتن ؛ راه اندازي سايت ؛كارگاه هاي آموزشي؛ نشست هاي اختصاصي وآموزش گروه ويژه اي از كاركنان در سراسر كشور به عنوان بازوهاي اجرايي را شامل
مي شد. برنامه كانادايي ها فقط سه بخش داشت .انتشار يك بولتن ؛ برگزاري يك كارگاه آموزشي و چند ديدار استاني براي مديران ارشد طرح. اول فكر ميكردم آنها حاضر نيستند در اين زمينه هزينه كنند و فقط مي خواهند خيلي خلاصه يك اطلاع رساني عمومي كنند و بگذرند. اما در حين كارديدم كه آنها به درستي فقط حاضرند به كارهايي تن دهند كه مي توانند تمام كار را تا انتها ارزيابي كنند . كارشناس آن پروژه
مي گفت كه حاضر نيست با توليد چند بولتن ؛ در مخاطبانش نسبت به طرح تغييرات احتمالي ساختار توقعاتي را به وجود بياورد كه مطمئن نيست قادر به انجام آن هست يانه ؟ او در برابر اصرار مكرر من در مورد يك نظر سنجي از وضعيت موجود و مطلوب سازمان از ديدگاه كاركنان مي گفت اگر يك افق تازه از يك وضعيت فرضي مطلوب در برابر مخاطب رسم كنيم در برابر تقاضاها و خواسته هاي وي مسئوليت داريم و بنابر اين حاضر نبود ولو در مقام يك نظر خواهي؛ خود را در برابر شرائطي قرار دهد كه قادر به پاسخ به مخاطب نيست ..كارشناس مذكور متقابلا مرتب از من مي پرسيد كه اگر كاركنان بخاهند بدانند كه اين طرح با تعديل نيرو همراه است يا نه؟ تو نمي تواني پاسخ درستي بدهي و اين امر احتمالا" آنها را مشوش خواهد كرد. چرا با اطلاعات اضافي زمينه اين تشويش را فراهم كنيم ؟
با وجود خاستگاه محافظه كارانه اين نگرش ؛ به نظر من از ماهيتي كاملا" انسان گرايانه برخوردار بود.
اين همه در شرايطي اتفاق مي افتاد كه آنها نقش مشاور را داشتند و به شدت از سوي كارفرماي ايراني در مورد انجام پروژه هاي اطلاع رساني تحت فشار بودند. در واقع همه چيز مهيا بود تا با يك برنامه پرو پيمان و يك هزينه پرو پيمان تر (با محاسبه ارز غير رايج وطني) كارنامه اي درخشان !! بر جاي ماند ولي مشاور آنقدر سماجت كرد تا سرانجام كار در همان چارچوب محدود اما مورد نظر خودش پيش رفت.
گر مسلماني از آن است كه حافظ دارد ...
November 14, 2005 12:15 PM
آقاي مدير كل از دوستان آقاي رييس؛ هرچي صبر كرد تا تلفن زنگ بزنه و حكم معاونت اش شفاهي ابلاغ بشه خبري نشد كه نشد. با وجود وعده هاي شخص آقاي رييس ؛ صف معاونان گويا بيش از حد طولاني شدو نوبت به آقاي مدير كل نرسيد. آقاي رييس بالاخره خودش زنگ زد و با كلي عذر خواهي اعلام كرد كه آقاي وزير براي پست مورد نظر يكي رو معرفي كرده و دستش تو پوست گردو گير كرده و .. "حالا عجالتا" از شهرستان تشريف بياوريد ستاد و فعلا بريد روابط عمومي مشغول شويد تا ...."
آقاي مدير كل كه كت و شلوار معاوني اش رو هم سفارش داده بود با كلي عصبانيت اما مودبانه گفت كه او ليسانس رياضي دارد و 15 سال يك مقام اجرايي اقتصادي بوده و ..اساسا روابط عمومي چي نيست و.... آقاي رييس براي دلجويي از آقاي مدير كل قول داد كه براي حفظ شوونات آقا !! و جبران آنچه پيش آمده !! رياست دفتر و اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل را در هم ادغام كند .اين پست خيلي هم از معاونت كم نبود . آقاي مدير كل هم پذيرفت كه عجالتا براي اطاعت اوامر آقاي رييس ،تا حل ماجراي ادغام هفته اي سه روز در ولايت به مردم محروم و خانواده غير محروم خدمت كند ودر سه روز باقي مانده هم رياست دفتر و روابط عمومي و امور بين الملل سازمان را با هم اداره كند.
دو روز بعد رونوشت نامه اي را دريافت كرد كه در آن به دفتر تشكيلات سازمان دستور داده شده بود در راستاي كوچكتر شده دولت ! ونظر به ضرورت اشراف و نظارت مستمر رياست سازمان بر فعاليت هاي روابط عمومي ؛ در اسرع وقت مجوز تشكيل واحد جديددفتر رياست ؛ روابط عمومي و امور بين الملل از سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور به همراه پست هاي مربوطه اخذ شود.
حالا مي توانست يك نفس راحتي بكشد ..هفته اي دو روز پرواز واقعا كسل كننده است.!!!!!
تبصره : هرگونه شباهت بين آدم هاي اين قصه با عالم واقع ؛ كاملا اتفاقي و تصادفي است !!!
November 12, 2005 06:46 PM
دولت خدمتگزاري كه با شعار نوكري مردم وارد صحنه شده است پل صراطي پيش رو دارد به نام روابط عمومي . به نظر شما اتاق شيشه اي سازمان ها در دولت دكتر احمدي نژاد چه شكلي است ؟ شايد سوابق و تجربيات مديران روابط عمومي وزارتخانه ها در دولت جديد به شما در تصور تصوير فوق كمك كند. يك فهرست نه چندان بلند بالا . به زودي همين جا.
November 11, 2005 12:01 AM
1- روابط عمومي ؛ايراني ترين دانش وارداتي است ؛ زيرا همه ايراني ها به مقادير معتنابهي ، روابط عمومي چي هستند . به اين دليل واضح ومبرهن است كه براي هر كس كه هر جا پستي نيست در روابط عمومي حتما هست . هنوز هم ...
2- روابط عمومي ايراني در پنجاه سالگي هنوز هم دوران نوزادي خود را سپري مي كند. در نوزده هزارمين روز( 50 * 365 ) از وقتي مرحوم نطقي در شركت نفت نشست هنوز هيچ كس نمي داند كه اين حرفه / دانش در ايران چه نقش و وظيفه اي دارد. مدعاي اين حرف شاخص هاي جوراجور و هميشه ناجور ارزيابي فعاليت روابط عمومي ها در جشنواره روابط عمومي هاي برتر است كه توسط گروه كثيري از دست اندركاران و استادان اين حرفه هر سال تدوين مي شود و هيچ سال هم مثل سال قبل نيست !
3- روابط عمومي ايراني تركيبي است از" روابط عمومي" كه يك دانش بومي نشده است و هزاران مدير و كارشناس" ايراني" كه تجربيات شخصي خود را اجرا مي كنند.
4- روابط عمومي ايراني تا وقتي صاحب تئوري نشود ( = تصوير درستي از وظايف و كاركردهاي آن در جامعه اي با شرايط و ويژگي هاي كشور ما )و وفاق و اجماعي در باره بايد ها ونبايد هاي آن حاصل نشود از مرزهاي تجربه فراتر نمي رود . ما پنجاه سال است كه به شيوه آزمون و خطا پيش مي رويم .
5- وقتي مهمترين ابزار ما تجربه است خوب است كه از آن نهايت استفاده را بكنيم. خوب ببينيم و از تجربه هاي خوب و بد هم ياد بگيريم .
November 10, 2005 11:54 PM
1- حدود يكهزار مدير و كارشناس شركت كننده ..
2- يكهزار ضربدر حدود يك ميليون ريال متوسط درآمدهاي برگزاركننده.
3- يكهزار دلار دستمزد هريك از ميهمانان خارجي شركت كننده .
4- ميهمانان خارجي شركت كننده .
5- يك و نيم ميليون ريال هزينه شركت در كارگاه دو ساعته با ميهمانان خارجي.
6- مهدي باقريان .